تبليغاتX
كلاس جغرافيا
 خسرو شكيبايي و اتوبوس شب

خسرو شكيبايي و اتوبوس شب

 

از شنيدن خبر فوت خسرو شكيبايي بسيار ناراحت شدم . شيفته ي بازيش بودم ؛ به خصوص در فيلم" اتوبوس شب"، ساخته ي كيومرث پور احمد . اين فيلم كه اشاره اي به " جهان وطني " داره با بازي و ديالوگ هاي خسرو شكيبايي ، معركه است . فرياد است :

 

« روزگار همينه ديگه ، بچه . اول جنگ تو قطار با هم آشنا شدن ، حالا اينجا .الله اكبر .

..................اوووووه بابا ناسلامتي ما خودمون پونزده سال راننده ترانزيت بوديم .هي مي رفتيم .هي مي اومديم . مي بيني بچه ! هركدوم از اينا تك تك همون قدر به ما نزديك اند كه اين دو تا .

به خداوندي خدا كرد اينور كرد اونور ، عرب اينور عرب اونور، ترك اينور ترك اونور ، آخه ملتا دشمني با هم ديگه ندارن كه........................آره مگه چيه البته حساب حزبي جماعت جداس. حزبي تربيت شده واسه كينه و چي ؟ نژاد پرستي . حزبي جماعت همون قدر كه به خون من و تو تشنه اس به مرده خودش هم رحم نمي كنه . آقاشون ميگه ما حشره ايم ولي به ملت خودش هم پيف پاف مي زنه .»

 

يادش گرامي

 

|+| نوشته شده توسط حسين سليميان در جمعه بیست و هشتم تیر 1387  |
 تاجر و ماهيگير

تاجر و ماهيگير 

يک تاجر آمريکايی نزديک يک روستای مکزيکی ايستاده بود. در همان موقع يک قايق کوچک ماهی گيری رد شد که داخلش چند تا ماهی بود.
از ماهی گير پرسيد: چقدر طول کشيد تا اين چند تا ماهی رو گرفتی؟
ماهی گير:مدت خيلی کم.
تاجر:پس چرا بيشتر صبر نکردی تا بيشتر ماهی گيرت بياد؟
ماهی گير:چون همين تعداد برای سير کردن خانواده ام کافی است.
تاجر: اما بقيه وقتت رو چيکار می کنی؟
ماهی گير: تا دير وقت می خوابم. يه کم ماهی گيری ميکنم. با بچه ها بازی ميکنم بعد ميرم
توی دهکده و با دوستان شروع می کنيم به گپ زدن. خلاصه مشغوليم به اين نوع زندگی.

تاجر:من تو هاروارد درس خوندم و می تونم کمکت کنم. تو بايد بيشتر ماهی گيری کنی. اون وقت می تونی با پولش قايق بزرگتری بخری و با در آمد اون چند تا قايق ديگر هم بعدا اضافه می کنی. اون وقت يک عالمه قايق برای ماهی گيری داری.
ماهی گير: خوب بعدش چی؟
تاجر: به جای اينکه ماهی ها رو به واسطه بفروشی اونا رو مستقيما به مشتری ها ميدی و برای خودت کار و بار درست می کنی ، بعدش کارخونه راه می اندازی و به توليداتش نظارت ميکنی... اين دهکده کوچک رو هم ترک می کنی و می روی مکزيکو سيتی بعد از اون هم لوس آنجلس و از اونجا هم نيويورک... اونجاست که دست به کارهای مهم تری می زنی...
ماهی گير: اين کار چقدر طول می کشه؟
تاجر: پانزده تا بيست سال.
ماهی گير: اما بعدش چی آقا؟

تاجر: بهترين قسمت همينه، در يک موقعيت مناسب که گير اومد ميری و سهام شرکت رو به قيمت خيلی بالا می فروشی، اين کار ميليون ها دلار برات عايدی داره.
ماهی گير: ميليون ها دلار، خوب بعدش چی؟
تاجر: اون وقت باز نشسته می شی، می ری يه دهکده ساحلی کوچيک، جايی که می تونی تا دير وقت بخوابی، يه کم ماهی گيری کنی، با بچه هات بازی کنی، بری دهکده و تا  وقتت را با دوستات بگذرونی وگپ بزنی
.

 

|+| نوشته شده توسط حسين سليميان در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387  |
 چند جمله ي كوتاه از چند فيلسوف

چند جمله ي كوتاه از چند فيلسوف

●من آتني يا يوناني نيستم ،من شهروند جهانم.(سقراط)

●ثروت خاستگاه تجمل و كاهلي ،و فقر منشاء پستي و قساوت،و هر دو مايه ي ناخشنودي اند.(افلاطون)

●جنگ مي كنيم كه بتوانيم در صلح زندگي كنيم.(ارسطو)

●از نظر حقوقي فرد آن گاه مجرم است كه به حقوق ديگران تجاوز كند ، اما از نظر اخلاقي اگر فقط فكر اين كار را هم بكند ، مجرم است. (كانت)

●اگر به كسي ماهي بفروشي ،او يك روزه مي خوردش.اگر به كسي ماهي گيري ياد بدهي ، يك كسب و كار را از بين برده اي.(ماركس)

●نه سرزميني بدون آزادي باقي مي ماند ، نه آزادي بدون نيكي دوام مي آورد.(روسو)

●وقتي ثروتمندان جنگ افروزي مي كنند، فقرايند كه مي ميرند.(سارتر)

 

|+| نوشته شده توسط حسين سليميان در جمعه چهاردهم تیر 1387  |
 "NO TO RACISM"

"NO TO RACISM"

 

در ميون اون همه تبليغات شركت هاي چند مليتي ،دور زمين فوتبال يورو 2008 يه شعار انساني مشاهده مي شد كه قابل توجه و تامل است و اون هم "نه به نژادپرستي" است.به نظرم اين شعار مي تونه مقدمه ي مطرح كردن شعارهاي انساني ديگه هم باشه كه زندگي در اين دنياي سخت سرمايه را كمي راحت تر كنه.

هم چنين شايد منظور از انتخاب سمفوني و سرود آغازين يورو 2008 به جا گذاشتن يه اثر فوق العاده انساني است. شايد ميخوان سبب تقويت سجاياي انساني در ميون همه ي مردم روي كره ي زمين بشند. شايد ميخوان سرود زندگاني بهتري رو براي همه آرزو كنند. شايد..........  

 

اي انسان ها در زندگي باشيد باهم مهربان

 

كنيد با هم برابري در هركيش و هر زبان

 

اي انسان ها گردهم آئيد،نغمه سرائيد در برهم

 

با دست يگانگي بيفكنيد ديو غم

 

با نيروي عزم و اراده باشيد آماده در يك كلام

 

سرود زندگاني را خوانيد با هم يك صدا

 

|+| نوشته شده توسط حسين سليميان در دوشنبه سوم تیر 1387  |
 گراندکانیون ایران غرق می‌شود

گراندکانیون ایران غرق می‌شود

 

مي‌خواهند گراندكانيون ايران را نابود كنند. بيژن فرهنگ دره‌شوري با بيان اين جمله، خبر از فاجعه‌اي مي‌دهد كه درصورت وقوع، يكي از زيباترين بخش‌هاي طبيعت ايران را تخريب مي‌كند.

براساس اين خبر قرار است روي تنگه هايقر در فيروز‌آباد فارس كه به خاطر ديواره‌ها و عمق زياد دره از آن به‌عنوان گراند‌كانيون ايران ياد مي‌شود، سد احداث كنند.اين در حالي است كه به گفته اين كارشناس برجسته محيط زيست از ماه‌ها پيش گروه‌هاي متعددي به ايران آمده و در تعامل با كارشناسان داخلي، مطالعات گسترده‌ جانور شناسي و زمين شناسي منطقه را آغاز كرده‌اند با اين هدف كه اين منطقه به‌عنوان يكي از ژئو‌پارك‌هاي ايران در يونسكو ثبت شود. دره‌شوري در گفت‌و‌گو با همشهري افزود: در حالي كه همه چيز براي ثبت اين بخش از طبيعت بي‌نظير ايران در يونسكو فراهم شده‌، ناگهان با خبر مي‌شويم وزارت نيرو مي‌خواهد روي تنگه هايقر سد بسازد.اين در حالي است كه ۳۰ كيلومتر بالاتر سدي در دست ساخت است و با زدن سد جديد چندان عرصه ای برای دستیابی به حوزه آبگیر جدید ایجاد نمي‌شود.

به گفته وي براي احداث سد روي تنگه هايقر يا مطالعات ارزيابي صورت نگرفته يا شركتي كه اين مطالعات را انجام داده ضعيف و فاقد صلاحيت لازم بوده‌است. اگر غيراز اين است نتيجه ارزيابي‌ها را در رسانه‌ها اعلام کنند تا نگراني‌ها برطرف شود. دره‌شوري تاكيد مي‌كند اين نخستين بار نيست كه در كشور بدون مطالعه اساسي سدي ساخته مي‌شود. بارها طبيعت ايران قرباني ارزيابي سد‌سازي‌ شده‌است.

نمونه آن احداث سد در كريت طبس است كه بيش از ۱۰ ‌سال از افتتاح آن مي‌گذرد اما طي همه اين سال‌ها حتي يك قطره آب هم پشت اين سد جمع نشده‌است؛ به‌طوری که مردم منطقه، كف سد مشغول كشاورزي هستند.نكته اسفبار اينكه زير اين سد اولين سد قوسي جهان ساخته شده در عهد ساسانيان هنوز پا برجاست؛ سازه‌اي كه از افتخارات معماري ايران محسوب مي‌شود.بر اين اساس بايد كساني كه سد كريت و امثال آن‌را ارزيابي، طراحي و احداث كرده‌اند، محاكمه علني شوند تا بيش از اين طبيعت ايران دستخوش تخريب‌هاي ناشي از نسنجيدگي نشود.

 

منبع: همشهري آنلاين

 

 

|+| نوشته شده توسط حسين سليميان در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387  |
 
 
بالا